پرنده ای هست ....


   1   2      >

ساعت 1:56 عصر شنبه 1/4/1387


در روزهای ساکت دلتنگی


با خاطرات گرم و دل انگیزت



 


پیمانه می زنم که تو باز آیی...



 


آری بهار آمده اما من


 


با چشم های خیس و زمستانی



 


در انتظار فصل بهاری که...



 


همراه با شکوفه تو می آیی



 


هر بار می روی که بیایی زود



 


شعرم بدون قافیه می ماند...



 


حقم نبود این همه من...بی تو...



 


این انتظار و این همه تنهایی



 


با آرزوی ساده یک دیدار



 


من همیشه چشم به راه تو.....



 


من تا همشه منتظری بی تاب......



 


این است انتظار اهورایی!



 


در روزهای ساکت دلتنگی



 


با هرچه از تو  مانده برای من



 


سر می کنم.....تو باز می آیی ....آه...



 


این را به من نگو که نمی آیی....



 


 


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 10:2 صبح شنبه 25/3/1387

در تاریک روشن لحظه های آشفته زندگی ام


فریاد بودنت ،قفل در شاد قلبم را گشود  


و واژگان خیال رنگ حقیقت به خود گرفت


می گویند : زندگی تعداد نفس هایی نیست که می کشیم


بلکه تعداد لحظات خوبی است که در آن به سر می بریم


و چه خوشبختم که با تو ، زندگی را زندگی می کنم


به تقدس لحظه شکفتن یک گل


ای سایه زیبای من در آفتاب جانسوز زمستانی


ای گل همیشه بهارم


ای مهتاب و ستاره شب های تنهاییم


ای پرنده سعادت و خوشبختی


دوستت دارم


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 10:2 صبح شنبه 25/3/1387

در تاریک روشن لحظه های آشفته زندگی ام


فریاد بودنت ،قفل در شاد قلبم را گشود  


و واژگان خیال رنگ حقیقت به خود گرفت


می گویند : زندگی تعداد نفس هایی نیست که می کشیم


بلکه تعداد لحظات خوبی است که در آن به سر می بریم


و چه خوشبختم که با تو ، زندگی را زندگی می کنم


به تقدس لحظه شکفتن یک گل


ای سایه زیبای من در آفتاب جانسوز زمستانی


ای گل همیشه بهارم


ای مهتاب و ستاره شب های تنهاییم


ای پرنده سعادت و خوشبختی


دوستت دارم


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 11:2 صبح شنبه 7/2/1387


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 9:20 صبح شنبه 17/1/1387

منتظرم سالهاست که منتظرم


ودرحسرت نگاهی سرشارازعشق فریادمیکشم


درحسرت نگاهی آمیخته باسکوت سکوتی رساترازفریادهای هزاران ساله.


گویی گم شده ام وازخودم وازهمه وکسی جزدل راهنمای حسرتهایم نیست.


دلی که میسوزد وهیچ گوشی شنوای آن نیست.دلی که میسوزد وهیچ دوایی برایش نیست


دلی که میسوزد و جز آه هیچ ندارد.


باچشمانی پراز اشک منتظرم .


به کدام سرزمین و


کجا دنبال تو بگردم که سوزش دلم را وسردی ام را آرامشی گرم باشی.


کلبه ات کجاست ونشانی ات چیست؟  


ای سلطان دلهای


نا آرام نشانی ات را از که بپرسم وبه که بگویم به تو محتاجم......


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 10:37 صبح سه‏شنبه 30/11/1386

 86/11/29در اتاقی بدون پنجره  ساعت2:37


 


پنجره آغاز


دلم هوای پنجره را دارد ...


پنجره ای که هر صبح :‌آغاز من بود


پنجره قفس را باز کن


تو که دیگر نمی خواهی صبح من بی آغاز بماند


گفته اند هر آغاز را پایانی است


اما من با پنجره دریافته بودم


هر صبح طلوعی و آغازی دوباره است


و من هر صبح با نگاه به آفتابم سلام را به اتاقم می آوردم


وتو که دیگر نمی خواهی صبح من بی سلام بماند .


آری .....


وتو .........


و تو چه می دانی پنجره آغاز من از چه حکایت دارد....


از چه .......


وبازمن در آرزوی پنجره صبح خواهم ماند....


تو می دانی پنجره را دوست دارم ....


دوست دارم .....


صبحم را بی آغاز مگذار ......


 


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 7:55 عصر دوشنبه 3/10/1386


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 7:49 عصر دوشنبه 3/10/1386

التماس دعا


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 7:15 عصر دوشنبه 3/10/1386

با سلام


و همیشه سلام


خدمت همه دوستان


سلامی به گرمی محفلتان


من باز آمدم اما خیلی دیرتر از آنچه که نباید می شد


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 8:22 عصر چهارشنبه 28/6/1386

 

امام حسن -علیه السّلام-:عَجَبٌ لِمَن یَتَفَکَّرُ فی مَأکولِهِ وکَیفَ لا یَتَفَکَّرُ فی مَعقولِهِ!؟ فیُجَنَّبُ بَطنَهُ ما یُؤذیهَ و یودِعُ صَدرَهُ ما یُردیهِ.



شگفتا از کسی که درباره خوراکش می اندیشد، چگونه است که درباره عقایدش نمی اندیشد!؟ در نتیجه شکمش را از آنچه آزارش می دهد، دور نگه می دارد، ولی دلش را به چیزهایی می سپارد، که به خواریش می کشاند.



بحارالأنوار، ج1ص218



¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 2:3 عصر یکشنبه 23/2/1386


با سلام به دوستان گلی که این مدت نتونستم بهشون سر بزنم  وبیشتر به خاطر کسالتی بود که الحمدالله تا حدودی رفع شده والان که براتون این تصویر قشنگ رو در وبلاگم گذاشتم به خاطر اینکه یکی از همکارهای خوب ودوست داشتنی ام رفتند خانه خدا ودل منم باخودشون بردند ........


می خوام از اینجا به تمام کسانی که قدمی به خانه خدا گذاشتند خواهش کنم برای منم دعا کنند واز خدا بخواهند که قسمت همه بشود  به میعادگاهشون سری بزنند ...وای چی میشد اگه منم یه روز می رفتم ........


یاحق ..........


 


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 11:52 صبح دوشنبه 28/12/1385


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 11:36 صبح دوشنبه 28/12/1385

عید نوروز در شعر امام خمینى(ره)


باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا


جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]


حضرت امام(ره) ضمن مبارک شمردن عید نوروز بر فقیر و غنى و پوشیدن جامه نو در این ایام، و رفتن به کوه وصحرا و باغ و بستان را ستوده و در وصف بهار قصیده ذیل را سروده است:


بهار شد در میخانه باز باید کرد

به سوى قبله عاشق نماز باید کرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد

که دل ز هردو جهان بى نیاز باید کرد

کنون که دست به دامان سرو مى نرسد

به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد

غمى که در دلم از عشق گلعذاران است

دوا به جام مى چاره ساز باید کرد

کنون که دست به دامان بوستان نرسد


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 11:29 صبح دوشنبه 28/12/1385

نوروز در آیات و روایات

در کتاب شریف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پیرامون عید نوروز روایات متعددى نقل شده به طورى‏که در جلد 59 بیش از 45 صفحه به این موضوع اختصاص یافته است. در این مختصر، به بخش‏هایى از آن مباحث اشاره مى‏شود:


معلى بن خنیس نقل کرده است که روز نوروز بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم، امام علیه السلام خطاب به من فرمود: آیا این روز را مى‏شناسى؟ عرض کردم، قربانت‏شوم، این روزى است که ایرانى‏ها آن را بزرگ و نیکو مى‏شمارند و به همدیگر هدیه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت این امر را که بسى دیرینه است‏برایت تشریح خواهم کرد. عرض کردم اگر این موضوع را از ناحیه شما فراگیرم بهتر از آن است که گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!


پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان علیهم السلام ایمان بیاورند. نوروز اولین روزى است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهاى ناگهانى وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزى ایجاد شد ... نوروز روزى است که على علیه السلام در نهروان خوارج را هلاک کرد; گل‏هاى زمین در آن روز خلق شد; در چنین روزى بود که کشتى حضرت نوح علیه السلام بر کوه جودى نشست; همان روزى است که جبرئیل بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد; همان روزى است که ابراهیم علیه السلام بت‏ها را شکست; در همین روز حضرت محمد صلى الله علیه و آله، على علیه السلام را بر دوش خود حمل کرد تا بت‏هاى قریش را سرنگون کند... در چنین روزى حضرت مهدى علیه السلام ظهور مى‏فرماید و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنین روزى داریم; براى این‏که نوروز از ما و شیعیان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوایج‏بسیار نیکوست، عقد نکاح و ازدواج در چنین روزى بسیار شایسته است. (1)


همچنین در کتاب مزبور آمده است‏شیخ طوسى و سایر متاخرین براى عید نوروز اعمال مخصوصى را بیان داشته‏اند که از آن جمله است: غسل، روزه، نماز و... (2) همچنین روایت‏شده که احمد بن فهد الحلى رحمه الله در کتاب مهذب البارع فرموده است که: نوروز، روز عزیز و بلند مرتبه‏اى است. (3) مرحوم سید مرتضى علامه بهاءالدین على بن حمید با استناد به فرمایش معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که: نوروز روزى است که در آن روز پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در آن روز براى امیر المؤمنین على علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت و آن حضرت را به امامت‏بعد از خودشان منصوب فرمود... و نوروزى بر ما نمى‏گذرد الا این‏که ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله علیه و آله هستیم. و نوروز از روزهاى ما مى‏باشد. (4)


 مرحوم حاج شیخ عباس قمى رحمه الله در فصل یازدهم کتاب گرانسنگ مفاتیج الجنان اعمال ویژه‏اى براى عید نوروز آورده‏اند از جمله: نماز، ادعیه متعدد و صدقه دادن. و نیز از امام ششم علیه السلام روایت کرده که چون عید نوروز فرا رسد، غسل کن و پاکیزه‏ترین جامه‏هاى خود را بپوش و به بهترین بوهاى خوش خود را خوشبو گردان. صله ارحام، عیادات از بیماران، بزرگان دین، علما و پدر و مادر از جمله برنامه‏هاى این روز است.


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

ساعت 1:32 عصر سه‏شنبه 1/12/1385

ای آسمانی تر از یک دل شکسته! دل مجنون را کدام آدینه ،با ناز نگاهت مجنون تر می کنی؟ قصه غریبی است بی تو عبور کردن از دل جمعه‌ها من وستاره‌ها یکشب در حضور خدا، برای آمدنت خورشید را قربانی کردیم میدانم می‌آیی نذر کردم،عطر تمام نرگسها را پیشکش نگاهت کنم وبه شقایق‌های عالم بگویم دوستت دارم و انتظار ظهورت را می کشم مهدی جان اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین


¤ نویسنده: زهرا محمدی

نوشته های دیگران ( )

   1   2      >

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
10
7::بازدید دیروز::

:: کل بازدیدها ::
4659

:: درباره من ::

پرنده ای هست ....
زهرا محمدی[46]
حافظ این حال عجیب باکه توان گفت : ما بلبلانیم که درموسم گل خاموشیم

:: لینک به وبلاگ ::

پرنده ای هست ....

:: لینک های روزانه::

:: موضوعات وبلاگ ::

:: اوقات شرعی ::

:: لینک دوستان من ::

اسرار موفقیت
روزی تو خواهی آمد
کوهنوردی واسکی ذوب آهن

:: لوگوی دوستان من ::


از یک روحانی - به روز رسانی :  7:47 ع 10/4/1387
عنوان آخرین نوشته : نشاط واقعی در سایه سلامت روان


نگاهم برای تو - به روز رسانی :  1:25 ص 11/3/1387
عنوان آخرین نوشته : خدا حافظ



مرو ای دوست - به روز رسانی :  1:51 ص 5/10/1386
عنوان آخرین نوشته : ختم قران


:: آرشیو ::

مهرماه [13]
آبان ماه [7]
آذرماه [6]

:: موسیقی ::

::وضعیت من در یاهو ::

یــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ایمیل:

 

<