براي پنجره اي که از دست دادم ... - پرنده اي هست ....


ساعت 10:37 صبح سه‏شنبه 30/11/1386

 86/11/29در اتاقي بدون پنجره  ساعت2:37


 


پنجره آغاز


دلم هواي پنجره را دارد ...


پنجره اي که هر صبح :‌آغاز من بود


پنجره قفس را باز کن


تو که ديگر نمي خواهي صبح من بي آغاز بماند


گفته اند هر آغاز را پاياني است


اما من با پنجره دريافته بودم


هر صبح طلوعي و آغازي دوباره است


و من هر صبح با نگاه به آفتابم سلام را به اتاقم مي آوردم


وتو که ديگر نمي خواهي صبح من بي سلام بماند .


آري .....


وتو .........


و تو چه مي داني پنجره آغاز من از چه حکايت دارد....


از چه .......


وبازمن در آرزوي پنجره صبح خواهم ماند....


تو مي داني پنجره را دوست دارم ....


دوست دارم .....


صبحم را بي آغاز مگذار ......


 


¤ نويسنده: زهرا محمدي

نوشته هاي ديگران ( )

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
13
11::بازدید دیروز::

:: کل بازديدها ::
5002

:: درباره من ::

براي پنجره اي که از دست دادم ... - پرنده اي هست ....
زهرا محمدي[51]
حافظ اين حال عجيب باکه توان گفت : ما بلبلانيم که درموسم گل خاموشيم

:: لينک به وبلاگ ::

براي پنجره اي که از دست دادم ... - پرنده اي هست ....

:: لينک هاي روزانه::

:: موضوعات وبلاگ ::

:: اوقات شرعي ::

:: لينک دوستان من ::

اسرار موفقيت
روزي تو خواهي آمد
کوهنوردي واسکي ذوب آهن

:: لوگوي دوستان من ::


از يک روحاني - به روز رساني :  11:39 ص 30/5/1387
عنوان آخرين نوشته : به نام پدر


نگاهم براي تو - به روز رساني :  1:25 ص 11/3/1387
عنوان آخرين نوشته : خدا حافظ



مرو اي دوست - به روز رساني :  1:51 ص 5/10/1386
عنوان آخرين نوشته : ختم قران


:: آرشيو ::

مهرماه [13]
آبان ماه [7]
آذرماه [6]

:: موسيقي ::

::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل:

 

<