آبان ماه - پرنده اي هست ....
|
ساعت 2:26 عصر دوشنبه 29/8/1385
اي تنها اميد بخش شبهاي دلتنگي من بدان که هربرگي که دست روزگار از دفتر زندگانيم جداکند آرزويي دلنشين رابا خود به همراه دارد که با فنا شدنش قسمتي ازوجود مرا به تباهي مي کشاند ومن هرروز درانتظار برگي سرور انگيزم ولي افسوس که آن روز بهجت انگيز هرگز فرا نخواهد رسيد ومن هيچ گاه ... اما شايد روزيکه سالها ست از آن مي گريزم فرا رسد ومن در گورستان آرزوهايم درزير خروارها خاک که جسم مرا درآغوش گرفته اند به ابديت بپيوندم. آخر از عشق تو ساکن درکليسا مي شوم مي کشم پااز مسلماني يهودا مي شم
¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]() ساعت 8:44 صبح چهارشنبه 24/8/1385 قال الا مام مهدي(عليه السلا م ) اني لادعولمومن يذکر مصيبه جدي الشهيد ثم يدعولي بتعجيل الفرج والتأييد . من براي مومني که يادآور مصيبت جد شهيدم شود سپس براي تعجيل فرج وتأئيد من دعا کند دعا مي کنم . ¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]()
![]() ساعت 1:59 عصر شنبه 20/8/1385 سفر............................. سفر يعني يک کاسه آب ،عبور مسافر وسايه اوکه آرام مي گذرد.سفر يعني بوسيدن قرآن دعا ومادر واشک .....سفريعني وداع ،خداحافظي يک سايه نگران که تا انتهاي کوچه ، دلواپسي پشت سرش است .سفر يعني چمدان يعني دفترچه خاطرات يعني يک دوربين کوچک عکاسي ،يعني يک سوغات بزرگ يعني عبور از جادههاي هميشه براي رسيدن به مقصد............ *************************************************** خيلي وقته که دلم هواي پريدن کرده پريدن از اين دنيا به اون دنيا مي خوام راحت بشم از اين دردورنج مي خوام برم به سوي خدا مي خوام زود بميرم اما چيکار کنم که چشم به راه يه نفر هستم چشم به راه يکي که وقتي بياد مرده ها هم زنده مي شند .خداي من اجازه بده من قبل از مرگم مولايم را ببينم ...... *************************************************** ¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]() ساعت 9:47 صبح سهشنبه 16/8/1385 سلام دوستان خوشحالم از اينکه شما ها همتون خوشحاليد به خاطر اعدام يکي از ظالمين جهان صدام حسين واز همينجا مي خواستم خودمو شريک کنم تو شاديهاي همتون وبه همه ايثارگران ،جانبازان ،خانوادههاي شهيدان وبه خواهرشهيدهايي که الان مي دونم از خوشحالي اشک شوق بر چهره دارند به خاطر اينکه دعايشان مستجاب شده وروز عمل کردن وعده ها شده تبريک بگم .... گرامي ميدارم ياد مردان دليري را که با نثار با ارزش ترين هديه خداييشان براي ما افتخار آفريدند انتظار، نقشه دلــــــــواپسي هاست انتظار،کوچه دلـــــــبستگي هاست انتظار،پرسه زدن تو کوچه هاست انتظار،چهـــــره زرد جاده هاست انتظار،پاســــــخ تو، به عشق من انتظار،نمــــــــره تو،به مشق من خدايا دوستت دارم ¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]() ساعت 3:30 عصر يکشنبه 14/8/1385 دل شکسته رو عزيز دل شکسته مي شناسه گريه پنهون شبو، نگاه خسته مي شناسه حتي اگه هيچي نگي سکوت تو پر ازغمه خنده بي رنگ لبات معني اشک نم نمه معني اشک نم نمه يه تيکه ابريم منو تو يه لحظه آروم نداريم خيلي کوتاهه عمرمون کي مي دونه کي مي باريم بين منو تو واژهها فرقي نداره نازنين ببين تو آينه چمشمات کي بي قراره نازنين کي بي قراره نازنين دل شکسته رو عزيز دل شکسته مي شناسه گريه پنهون شبو، نگاه خسته مي شناسه
¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]() ساعت 3:16 عصر شنبه 13/8/1385 يا ابا الصالح مهدي "جمعه ديروز هم گذشت و پرنده مهربانيت برآسمان زندگيم پر نکشيد .هنوز نيامدنت در باورم نمي گنجد . اي بيابانگردم :ديروز منتظرانت دور هم جمع آمده بودند و دعاي ندبه مي خوانند اي مهربان، تو هميشه زيباترين و با شکوه تريتن، لبخند را به روي منتظرينت مي زني روزها را شمرديم و شبها به اين اميد خوابيدم که شايد خوابت را ببينم. جمعه ها در جستجويت بي قرارم و هر غروب جمعه داغ نيامدنت آتش بر وجو دم مي زند . نبودنت سرماي زمستاني را دو صد چندان ميکند پس رحمي به پرندگان بي آشيانه کن اي خداي مهربان ما که صبح جمعه نداي اين المهدي سر داديم آيا زمانه جرات اين راداشت که غروب نيامدنش را به تصوير کشد ما که ديروز منظرش بوديم تا در پناه او ريشه ظلم را بر کنيم وبه ياري مسلمين مظلوم در فلسطين ولبنان بشتابيم ايا اين رسم انتظار است که کودکان معصوم و مادران داغديده راتنها يابيم که با لبان خشکيده و دلهاي شکسته نداي ابالصالح سر دهند اما اي يو سف زهرا هنوز اوج کلامت "لبخند زيبايت "فراخناي نگاهت تا جمعه ديگر برايم ماندگار است چه زيباخواهي آمد اي پر و بال صداقت "اي پر از مهتاب ¤ نويسنده: زهرا محمدي
![]() | خانه :: بازديد امروز :: :: کل بازديدها :: :: درباره من :: :: لينک به وبلاگ :: :: لينک هاي روزانه:: :: موضوعات وبلاگ ::
:: اوقات شرعي :: :: لينک دوستان من :: :: لوگوي دوستان من :: :: آرشيو :: :: موسيقي ::
::وضعيت من در ياهو :: :: خبرنامه وبلاگ ::
| ||||||||||||||||||||